قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4347

تاريخ الفي ( فارسى )

نزد ملك فخر الدين فرستاد كه « اكنون قواعد مصالحه استحكام يافت و محبت و مودت ميان ما و شما استوارى پذيرفت . به خاطر رسيده كه لاغرى را به درگاه پادشاه گيتى پناه بفرستيم و صورت احوال بازنماييم و جهت ملك طبل و علم و منشور حكومت هرات طلب نماييم . به خاطر مىرسد كه چون قلعهء ارگ هرات قلعهء مشهورى است مبادا سلطان تفحص كند كه امير دانشمند را به قلعهء ارگ راه نداده‌اند . چون معلوم شود كه محمد شاه در قلعه مىباشد ، رنج ما ضايع شود و سفارش مفيد نيفتد . اكنون صلاح دوستان در آن است كه ملك ، محمد شاه را گويد كه امير دانشمند را با جمعى از خواص كه به عدد از ساكنان حصار كمتر باشند ، در قلعه گذارد كه ايشان يك روز به رسم تماشا در آن قلعه بوده ، چون لاغرى به درگاه پادشاه رود سوگند تواند ياد كرد كه امير با جميع خواص به قلعه درآمد . » و ملك در جواب ايلچى گفت كه « اين مدعا سهل است . اما مىترسم كه امير دانشمند در مقام گرفتن حصار شود و جمعى كه من در آن حصار گذاشته‌ام مردم شجاع‌اند . مبادا امرى واقع شود كه تلافى آن ممكن نباشد . » ايلچى گفت كه « معاذ اللّه كه امير بر نقض عهد قيام نمايد . » و ملك به موجب التماس امير دانشمند دو كلمه به محمد شاه نوشت ، به اين مضمون كه « امير به ديدن قلعه به خواص خود خواهد آمد . مىبايد كه در رضاجويى و خدمتكارى تقصيرى نكند . » و چون مكتوب به محمد شاه رسيد ، انگشت قبول بر ديده نهاد و وصيت ملك را به ياد آورد . سيصد كس از شجعان غور و هرات را در چندين موضع در كمين نشاند كه به وقت فرصت بدانچه مقدور ايشان باشد تقصير نكنند . و چون خبر قبول محمد شاه به امير دانشمند رسيد ، با اتباع خوشحال شده ، با خود قرار دادند كه قلعه به تصرف درآمد . امير دانشمند از فرستادهء خود كه به محمد شاه فرستاده بود پرسيد كه « چند كس در قلعه به نظر تو درآمد ؟ » و چون مرد كار ديده بود گفت كه « سيصد كس آزموده به نظر درآمد . » امير قبول نكرده گفت كه « حاكم هرات را در كل اين قدر مردم خوب نيست ، چه جاى آنكه در اين حصار اين قدر كس خوب گذاشته باشد . » آن‌گاه امير دانشمند با فرزندان و توابع مقرر ساخت كه هرگاه كه در قلعه درآييم و من كمان خود از سلاحدار بگيرم ، شما به قتل محمد شاه و رفيقان او قيام نماييد . آن‌گاه پسر خود لاغرى را با بيست كس به حصار فرستاد و در عقب او كاجرى را با ده سوار به قلعه فرستاد ، و بعد منگوى را با چند تن . و در يك لحظه هشتاد كس كار ديده قبل از امير دانشمند به قلعه درآمدند . محمد شاه و رفيقان به اعزاز هرچه تمام‌تر ايشان را به بارگاه ملك فخر الدين درآورده به مراسم مهماندارى قيام نمود . در اين اثنا دو سه كس [ 398 الف ] يراق پوشيده كه به نظر مهمانان درآمدند ، محمد شاه به ضرب چوب از حصار بيرون كرد . و اين